امروز سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷ مصادف با ۱۳ رجب ۱۴۴۰
  • اذان صبح: ۰۴:۴۸
  • طلوع آفتاب: ۰۶:۱۲
  • اذان ظهر: ۱۲:۱۲
  • غروب آفتاب: ۱۸:۱۴
  • اذان مغرب: ۱۸:۳۲
  • نیمه شب شرعی: ۲۳:۳۱
  • امام صادق(ع): نادانی در سه چیز است: بی دلیل دوست عوض کردن، بی اعلام دلیل دشمنی کردن، جستجو در کارهای بی فایده.
+-
بازدید: ۷۱
۱۶ دی ۱۳۹۷

تصمیمات قضایی و مهارت مدیریت هیجان‌

هیجان به‌طور ذاتی و فطری در انسان به ودیعه گذاشته‌شده است و از نعمت‌های الهی به حساب می‌آید چرا که جهت بقاء و غنی‌سازی زندگی، حیاتی و ضروری ضروری است. زندگی بدون هیجان‌هایی مانند غم، خشم، ترس، تنفر، شادی، شگفتی و جسارت، بی‌روح و مصنوعی است؛

*بهروز دولتشاهی

*عضو کمیسیون روانشناسی بالینی سازمان نظام روانشناسی

هیجان به‌طور ذاتی و فطری در انسان به ودیعه گذاشته‌شده است و از نعمت‌های الهی به حساب می‌آید چرا که جهت بقاء و غنی‌سازی زندگی، حیاتی و ضروری ضروری است. زندگی بدون هیجان‌هایی مانند غم، خشم، ترس، تنفر، شادی، شگفتی و جسارت، بی‌روح و مصنوعی است؛ البته موضوع و اهمیت هیجانات به معنا بخشنده بودن برای زندگی ختم نمی‌شود و سلامت جسمانی و روانی ارتباط تنگاتنگی با سلامت هیجان‌ها دارند. به عبارت دقیق‌تر هیجان‌ها، میزان و محک دقیقی برای دستیابی به میزان سلامت جسمی و روحی انسان‌ها هستند. معیاری که در مشاغلی مختلف میزان حساسیت و اهمیت آنها کمی تغییر می‌کند؛ مثلا اهمیت هیجان‌ها و کنترل یا میزان فراوانی‌ آنها در شغل قضاوت با مشاغلی که تمرکز کمتری نیاز داشته یا از حساسیت پایین‌تری برخوردار است بسیار تفاوت‌ خواهد داشت.
هیجان‌های مختلف مبنای فیزیولوژیک و زیستی دارند و به‌صورت علائم بدنی، تظاهرات چهره‌ای، ژست‌ها، اشارات بدنی، کلامی و جلوه‌های رفتاری مشاهده می‌شوند. این جلوه‌های هیجانی در انتقال اطلاعات و ایجاد ارتباط با همنوع ارزشمند بوده و معمولاً باعث حفاظت فرد در برابر تهدیدها و خطرهای زندگی و غنی‌سازی زندگی می‌شوند. تصور زندگی بدون هیجان غیرممکن و ساده‌انگارانه است؛ بنابراین برخلاف دیدگاهی که هیجان‌ها را منفی و دارای سوگیری خطاپذیر و برخلاف عقل و منطق می‌دانند، هیجان‌ها شعورمند هستند و جزو بخش اساسی زندگی هر فرد به حساب می‌آیند.
نقش هیجان در قضاوت
در تاریخ قضاوت، دو دیدگاه متفاوت در خصوص نقش هیجان در قضاوت وجود دارد که در ادامه بدان اشاره می‌کنم.
برابر دیدگاه اول هیجان‌ها بر قضاوت کردن صحیح، تأثیر منفی دارند پس قاضی باید بدون احساس و هیجان باشد تا به‌درستی قضاوت کند. بیش از ۳ قرن قبل، توماس هابز نوشت که «قاضی ایده‌آل کسی است که از هر هیجانی مبری و خنثی باشد و ترس، خشم، عشق، احساس و تنفر نداشته باشد»؛ به عبارتی قاضیِ بدون احساس، برای تصمیم‌گیری قضایی مناسب است. این دیدگاه استدلال می‌کند که چون اغلب قوانین قطعیت ندارند پس قاضی همیشه از صحیح بودن قضاوت خود مطمئن نیست و وقتی بر چنین شرایطی، عوامل هیجانی، عادت‌ها و غرایز قاضی و حتی احساسات طرفین دعوا اضافه شود، بعید است که قضاوت عادلانه‌ای صورت گیرد بنابراین قاضی باید عاری از احساس و مثل یک روبات، در جریان تصمیم‌گیری قضایی عمل کند.
اما دیدگاه دوم بر این باور است که هیجان‌ها را نباید همیشه منبع خطا و سوگیری قضاوتی در نظر گرفت؛ بلکه استفاده و به‌کارگیری صحیح دانش و سواد هیجانی قاضی می‌تواند فرآیند تصمیم‌گیری قضایی را ارتقاء بخشد؛ بنابراین قاضیِ بدون احساس و هیجان، یک افسانه است. قضات انسان هستند و هیجان دارند و حتی محیط کاری و فضای دادگاه و تصمیم‌گیری قضایی مملو از احساسات و هیجان‌هاست؛ بدون شناخت و مدیریت این هیجان‌ها، قضاوتِ صحیح کمتر امکان‌پذیر است. پس این افراد حتی از «قضاوتِ همدلانه» صحبت به میان آوردند.
ارتباط مستقیم هیجان و منطق و اثربخشی بر قضاوت  
قاضی یک انسان است و هیجان دارد. صحیح است که وقتی هیجان‌ها کنترل ناپذیر و شدید باشند، می‌توانند فرآیند قضاوت را دچار اشکال کنند اما هیجان‌های تنظیم‌شده و مدیریت‌شده می‌تواند منبع آگاهی و هدایت‌گر باشند. هیجان‌ها جنبه‌های انسانی، محافظت‌کننده و آگاهی‌دهنده دارند و نباید به‌طور سنتی هیجان‌ها را منبع خطا و سوگیری در نظر گرفت و همیشه آنها نقش منفی در تصمیم‌گیری ندارند. اگر قاضی مانند روبات هیچ احساسی نداشته باشد، آن‌وقت همچنان که خشم، عصبانیت و تنفر نشان نمی‌دهد، مهربان و همدل نیز نخواهد بود و شفقت هم نخواهد داشت در چنین شرایطی معلوم نیست چنین فردی که در مسند قاضی قرار دارد اما مهربان، رحیم و همدل نیست، قاضی خوبی از آب در‌آید.
هیجان‌ها، شعور دارند و اگر به‌درستی به کار گرفته شوند، می‌توانند در فرآیند تصمیم‌گیری قضایی ارزشمند باشند. قضاوت خوب، نتیجه دیالوگ و گفت‌وگوی متعادل احساس و منطق (reason- passion) است؛ بنابراین قاضی خوب نه‌تنها هیجان خود را حذف و سرکوب نمی‌کند بلکه هنگام تصمیم‌گیری، هیجان‌های کنترل‌ناپذیر را اداره کرده و به‌طور کنترل‌شده بین منطق و احساس، آشتی برقرار می‌کند.
در یک نگاه کلی قاضی نباید هیجانات و دانش هیجانی را نادیده بگیرد بلکه باید از آنها آگاهی داشته و به‌طور تنظیم‌شده از این هیجانات استفاده کند زیرا هیجان براساس یافته‌های علوم اعصاب‌شناختی، می‌تواند دلیل زیربنایی منطق و استدلال را آشکار کرده و عمل مناسب را برانگیزاند و منطق و عقل را توانمندتر کند.
ارتباط هیجان با علوم اعصاب و روانشناسی
یافته‌های روانشناسی و علوم اعصاب نشان می‌دهد که هیجان‌ها شعور دارند و مکانیسم‌های انطباقی اولیه، جهت بقاء و غنی‌سازی زندگی هستند. تأثیر هیجان در فرآیند تصمیم‌گیری و رفتار می‌تواند مثبت و ضروری باشد و بسته به‌شدت، مدت و زمینه‌ای که هیجان در آن رشد می‌کند، تعیین‌کننده شناخت و رفتار صحیح خواهد بود. در روشنایی چراغ این علوم، آیا نمی‌توان فرض کرد که هیجان ممکن است در اجرای بهتر قانون و ارتقای تصمیم‌گیری قضایی مؤثر باشد؟
ازآنجایی‌که محیط کار قاضی مملو از هیجان‌های مثبت و منفی است، مجرمان و قربانیان، عصبانی، افسرده و بدرفتار هستند؛ خانواده‌های آشفته و غمگین، ناامیدی و درماندگی را نشان می‌دهند و برخی از وکلا عصبانی، بدرفتار و برانگیزاننده خشم هستند و طرفین دعوا می‌توانند قاضی را عصبانی کنند و اگر این هیجان‌ها اداره نشوند، در فرآیند دادرسی تأثیر نامطلوبی می‌گذارند. بنابراین قاضی نیاز دارد تا محیط سراسر هیجانی دادگاه و شرایط ذهنی خود را مدیریت کند و برای مدیریت آنها نیازمند تشخیص این هیجان‌هاست. قاضی باید برخی از هیجان‌ها را یادداشت کند تا قصد زیربنایی مجرمان را بهتر بشناسد و گاهی برخی از آنها را عمداً نادیده بگیرد؛ پس نیازمند «تنظیم هیجانی» است.
هیجان‌ها از دیدگاه دانش علوم اعصاب درصورتی‌که کنترل نشده، شدت یافته و «تکانشی» و «واکنشی» باشند، فرآیند قضاوت را مختل می‌کنند اما اگر به‌خوبی شناسایی و اداره شوند، می‌توانند فرآیند تصمیم‌گیری را ارتقاء بخشند.
تاثیر تنظیم هیجان بر کارآمدی قضاوت  
به‌طور ذاتی نه‌تنها هیجان در فرآیند قضاوت سوءگیری ایجاد نمی‌کند بلکه می‌تواند تسهیل‌گر و کمک‌کننده نیز باشد؛ بنابراین لازم است که قاضی بتواند هیجاناتش را تنظیم کند تا آنها را در زمینه مورد نیاز با شدت مناسب و با انتخاب و کنترل‌شده به کار گیرد. به این ترتیب است که قاضی می‌تواند هیجان‌های مهارنشده، تکانشی و کنترل نشده را در امر قضاوت دخالت ندهد و برای تحقق این مهم نیازمند یادگیری «تنظیم هیجانی» است.
قضات برای تنظیم هیجانی خود لازم است اقداماتی را انجام دهند که در ادامه بدان اشاره می‌کنم:
۱-هیجان‌هایتان را انکار نکنید؛ برخی باور دارند که بهتر است به هیجان‌ها فکر نکنید و آنها را نادیده بگیرید. چنین روشی برای حذف هیجان‌های منفی و مثبت مقدور نیست زیرا هر اندازه تلاش کنیم تا به چیزی فکر نکنیم، باقدرت بیشتری در ذهن حاضر می‌شود و راهبرد انکار هیجان‌های منفی مانند خشم و تنفر نمی‌تواند کمک‌کننده باشد. انکار هیجان‌ها برای قاضی زیان‌بار است و فرآیند تصمیم‌گیری در مراحل بعد را دچار اشکال می‌کند.
۲-هیجان‌هایتان را سرکوب نکنید؛ این راهبرد نیز برای قاضی زیان‌بار است زیرا سرکوب هیجان‌ها مشکلات جسمانی از قبیل افزایش فشارخون، تعریق زیاد، دردهای جسمانی و ابتلا به بیماری‌های جسمانی را افزایش می‌دهد. حتی اگر ذهن را به‌صورت موقتی آرام کند، بدن را آرام نمی‌کند. به‌علاوه سرکوب هیجان‌های مثبت و منفی اثر واکنشی دارند. وقتی برای مدت طولانی هیجان‌ها را سرکوب کنیم، به‌طور غیرعادی اثر آنها تجمیع و باعث اتخاذ تصمیم‌های قضایی شخصی و تکانشی می‌شود. از طرف دیگر به دلیل اینکه فرد تلاش زیادی جهت کنترل و سرکوب آنها می‌کند بنابراین برفعالیت‌ها و تکالیف منطقی اثر منفی گذاشته و باعث قضاوت ساده‌انگارانه می‌شود.
این روش در میان قضات به‌غلط کاربرد زیادی پیداکرده است و در ادبیات تحقیق به خاطر شیوع زیاد استفاده از این راهبرد توسط قضات از آن به «شخصیت قاضی» نام‌برده‌اند.
۳-سرکوب رفتاری نیز در کوتاه‌مدت مفید ولی در بلندمدت مضر است؛ در این راهبرد سعی بر این است تظاهر و جلوه‌های بیرونی هیجان (مانند بیان چهره‌ای، تن صدا، حرکات بدنی) خودداری شده و به شکل جامعه‌شناسانه به گونه دیگری تظاهر رفتاری نشان دهیم؛ به‌طور مثال به‌جای بالا بردن صدا متعاقب عصبانیت، لبخند بزنیم. گرچه این روش با تمرین زیاد مؤثر است و در کوتاه‌مدت برای محیط‌های قضایی می‌تواند در کنترل و اداره هیجان‌های محیط دادگاه مؤثر باشد اما در درازمدت به لحاظ نیاز به تلاش ذهنی زیاد، اثرهای منفی دارد.
۴-از ارزیابی مجدد افکاری که موجب ایجاد هیجان‌ها می‌شود، استفاده کنید. وقتی قاضی نمی‌تواند از هیجان‌های منفی اجتناب کند، باید افکار و تفسیرهای ذهنی که این هیجان‌ها را ایجاد کرده‌اند را بازشناسی و آن‌ها را تعدیل کند و نحوه تعبیر و تفسیر از موقعیت برانگیزاننده هیجان را تغییر دهد.
۵-بهتر است قاضی به موقعیت‌های برانگیزاننده هیجان‌های منفی با عینک حرفه‌ای قضاوت بنگرد؛ مانند یک پزشک که به عفونت مانند یک موضوع تخصصی نگاه و کمتر احساس تنفر می‌کند، قاضی نیز به شرایط ایجادکننده هیجان‌ها و القائات منفی به‌عنوان یک موضوع حرفه‌ای نگاه کند.
۶-از روش‌های افشاگری کلامی هیجان استفاده کند. مقداری هیجان، گریزناپذیر است. وقتی ارزیابی مجدد شناختی شدت هیجان منفی را تخفیف نمی‌دهد، باید این احساسات ناخوشایند هیجانی را با افراد دیگر از قبیل همکاران، دوستان قابل‌اعتماد و مشاوران در میان گذاشت و به عبارتی، دیگران را با این هیجان‌ها سهیم کرد پس در مورد هیجان‌هایتان با دیگران حرف بزنید.
۷-تجارب هیجانتان را بنویسید و از افشاگری نوشتاری استفاده کنید. این روش باعث می‌شود که هم دانش و اطلاعات ما درباره هیجان‌هایمان افزایش یابد و هم واکنش‌های هیجانی به‌طور مناسبی ابراز شوند و بار هیجانی منفی آن کاهش یابد. می‌توانید نوشته‌هایتان را نگه‌دارید یا از بین ببرید.
۸-از راهبردهای مقابله هشیارانه و تنظیم هیجان استفاده کنید.
سعی کنید بدانید که در چه حالت هیجانی هستید، چه هیجان‌هایی را تجربه می‌کنید و چه سازوکارهای دفاعی را برای حذف و دورنگه داشتن هیجان‌ها و احساس‌های ناخوشایند از آگاهی به کار می‌برید؛ به آن‌ها آگاه شده و از دفاع دست‌بردارید.
هیجان‌های خود را با برچسب کلامی مشخص کنید و برای احساسات بدنی مختلف معادل‌های کلامی هیجانی شامل خشم، غم، اضطراب، ترس، تنفر، حسادت و … پیدا کنید و آن‌ها را نام ببرید.
هیجان‌هایتان را کلامی و سعی کنید احساس و حالت هیجانی خود را به‌صورت کلامی توصیف کنید مانند اینکه «الآن عصبانی هستم» و …
حالات هیجانی که احساس نامطلوب بدنی را نشان می‌دهند را شناسایی کنید و به آن‌ها نظارت لحظه‌به‌لحظه داشته باشید.
نبایدهای هیجانی خود را بشناسید و جهت هیجان را مشخص کرده و به آن‌ها نظم دهید.
هیجان‌های دیگران را بشناسید و برای افزایش شناخت و مدیریت روابط از آن‌ها استفاده کنید.

 

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *